لطيف قزوينى

مقدمه 44

فوائد الطفية ( فارسى )

درگذشت و هيچ دگرگونى در ساختار كتاب پديد نياورد ، به جز آنكه هنگام رسيدن به هر بخش ذاتا جداگانهء كتاب ، آن را نه پيوسته به بخش پيش از آن ، بلكه از صفحهء جديدى آغاز كرد . همچنين فهرستى تفصيلى ، به اوّل كتاب افزود و به اقتضاى صورت ادبى ، و محتواى علاج‌شناسانهء كتاب نمايهء آيات و اشعار و امثال و نيز نمايهء بيمارىها را در پايان كتاب بدان پيوست كرد . نكتهء ديگر آنكه لطيف قزوينى در متن نسخه هيچ تذييل و تحشيه‌اى نياورده است . بنابراين همهء پانوشت‌ها و افزوده‌ها از اين كمترين است ، و خوانندگان مىتوانند فهرست منابع و مراجع اين پانوشت‌ها را پس از پايان يافتن متن كتاب ببينند . در اين كتاب همهء اسامى علم ، آيات و روايات ، اشعار فارسى و عربى ، و نقل قول‌ها با فونت برجسته ( Bold ) مشخّص گرديده‌اند . همچنين واژه‌هاى تخصّصى طبّ سنّتى و اسامى بيمارىها و نيز نام همهء ادويهء مركّبه ( مانند شربت‌ها ، معجون‌ها ، قرص‌ها ، روغن‌ها ، طبيخ‌ها ، سفوفات و . . ) با فونت برجسته آشكار شده‌اند . اين كار هم به خاطر آسان‌ياب شدن اين واژه‌ها در نگاه خوانندگان ، و هم براى تأكيد بر اصطلاحى بودن اسامى ادويهء مركّبه انجام شد تا اين واژه‌ها با معنى تحت اللّفظيشان مشتبه نشوند . اگرچه اين مطلب بر خوانندگان آشنا با داروهاى مركّب در طبّ سنتى پوشيده نيست ، مصحّح يادآورى مىكند كه بسيارى از اين داروهاى مركّب كه به نامى يك كلمه‌اى موسوم شده‌اند آميخته‌اى از چندين و چند مفردهء گوناگون‌اند با شيوهء ساختى كمابيش وقت‌گير و شايد دشوار و غريب براى مردم امروز . مثلا در مطبوخ زوفا ( كه معنى ظاهرى آن جوشاندهء زوفا است ) بر اساس دستور كتاب تحفهء حكيم مؤمن ، دست كم 11 مفرده به كار مىرود . شربت اسطوخودوس نيز بر خلاف نام كوتاهش دربرگيرندهء بيش از 25 مفرده است ! براى دريافت شيوهء تدارك و تهيّهء اين قبيل مطبوخات و شربت‌ها نيز چاره‌اى جز مراجعه به كتب قرابادين نيست . اين موضوع در مورد ديگر ادويهء مركّبه مانند روغن‌ها نيز صادق است ؛ كه اگرچه شمار مفردات دخيل در آنها بسيار كمتر است ولى دستور و روش تهيّه‌شان گاه ويژه و اختصاصى است . بنابراين اسامى اين‌گونه ادويه نيز در شمار اصطلاحات آمد و نامشان در متن برجسته شد . سخنى در باب تصحيح متون طبّى كهن مصحّح اين كتاب با اذعان به تهىدستى و سبك‌توشگى خود در كار و بار ادب و دانش ، به عنوان دانشجوى طبّ سنّتى ايران گمان‌هايى دارد كه اكنون آنها را بيان مىكند و فراچشم استادان مىآورد تا مشفقانه در نثر پريشان و جان سرگردان وى بنگرند ، و در آتش دل او بدمند ، و به رأى وى استوارى بخشند .